ميرزا محمد حيدر دوغلات

774

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( 279 ) جهت‌يابى محلى مؤلف تا حدودى نادرست است . زيرا بدخشان قريب به يقين در غرب ياركند واقع شده و كشمير در ميانه جنوب و جنوب غربى قرار گرفته است . ( 783 ) . به معنى توده كوه‌ها ، يا ناحيه كوهستانى . ( 784 ) . به طور صحيح‌تر سكاردو يا سكارد ، به عباراتى ضعيف در فارسى و تركى اسكاردو نوشته شده و در مكالمات مردم هندوستان براى تلفظ حرف سين بلافاصله يك حرف مصمت در ابتداى كلمه قرار مىگيرد . سكارد نامى تبتى است . از اين اشاره به گذرگاه‌هاى ماوراى سكاردو چنين برمىآيد كه در روزگار ميرزا حيدر ، جاده‌اى به طرف بالا مىرفته است . گذرگاه‌هاى آن ناحيه را امروزه توده‌هاى يخ مسدود كرده و راه‌ها براى مسافران غيرقابل استفاده است . ( 785 ) . اين سلطان‌پور بايد شهر بزرگ كلو در دره علياى رودخانه بياس بوده باشد . درست در جنوب سلطان‌پور و در همان طرف بياس نيز محل كوچكى هست موسوم به بجاوره كه در نگاه اول به نظر مىرسد اشاره مؤلف ما به اين نام محلى بوده ؛ اما آقاى شاو مىنويسد : « مايلم تصور كنم كه بجواره شهرى قديمى به همين نام بوده كه از سلتج دور نبوده و نزديك فلور قرار داشته ، از ابتدا و بعد از آن نيز در رابطه با رودخانه مذكور ، بدين نام خوانده شده . » ( منبع پيشين ، ص 279 ) اين نظريه احتمالا صحيح است . ( 786 ) . بديهى است كه اين اسم به جاى رادوق ، گنگه و سپتى استعمال شده . دوتاى اولى در لهاسا مركز تبت و سومى در قلمرو ايرتيش [ در ترجمه اشتباها بريتيش آمده . ( م ) ] واقع است . ( 787 ) . در اينجا منظور از بهره ، بدون ترديد شهر بهره است كه در ساحل چپ جهلم در بخش سفلاى پينددادان خان قرار دارد . اين محل در روزگار ميرزا حيدر مشخص بوده و بابر اغلب از آن نام برده است . به گفته ژنرال كانينگهام تا زمانى كه پينددادان خان جاى آن را نگرفته بود بهره شهر اصلى آن بخش از مملكت محسوب مىشد . همچنين به گفته او ، در ساحل مقابل رودخانه ، نزديك احمدآباد ، آثار حجيمى از خرابى موسوم به بهره قديم يا جوبنات نگرديده مىشود . ( ر . ك : بابرنامه ، ص 253 ؛ اليوت ، 2 ، ص 302 ؛ و كانينگهام ، جغرافياى قديم هند ) . dni goeg tneicna ( ، ص 155 ) . ( 788 ) . قانچو و سوچو در استان كانسو . ( 789 ) . نيلاب يا رودخانه آبى ، نامى است كه در سده هفدهم ( و شايد بعد از آن ) تقريبا به طور لاينقطع از سوى مؤلفين مسلمان در ارتباط با آب سند يا ايندوس به كار رفته و از توالى و فقدان هرگونه ذكرى از ايندوس ، معلوم مىگردد كه منظور همين رودخانه بوده است . « آب بهره » همان رودخانه جهلم است و رودخانه باجواره ، چنان كه در يادداشت آقاى شاو ديده‌ام ، به احتمال زياد همان ستليج مىباشد . جون و گنگ نيازى به توضيح ندارد و جمنا و گنگ ناميده مىشود . ( 790 ) . كوكونور يا درياچه آبى - به چينى تسينگ‌هاى . مؤلف اگر چه در مورد رودهاى هند به طور قابل توجهى اظهارات صحيحى ارائه كرده ، اما لوب نور را با كوكونور ظاهرا اشتباه كرده است . وى با دارا بودن معلومات عالى از جغرافياى تركستان شرقى ، نمىتوانسته از اين حقيقت كه قراقاش به لوب نور مىريزد ، بىاطلاع بوده باشد . رودخانه كريه را به احتمال زياد مىتوان از شعبات ارونگ قاش ، يا دو رودخانه به هم پيوسته ارونگ و قراقاش دانست هرچند كه كريه در واقع قبل از رسيدن به يكى از اين دو رود ، در شنزار فرو مىرود . از آق‌قاش نشانى نمىيابم ، اما به قرينه تصور مىكنم كه اين اصطلاح نام ديگر اورنگ‌قاش بوده است . در حقيت معنى هر دو يكى - يعنى « يشم سفيد » - است ؛ و قراقاش به معنى « يشم سياه است » . ( ر . ك : رموزا ، natohk ed elliv al ed . tsih ، ص 151 . ) هنگامى كه مؤلف بلافاصله در زير مىنويسد كه قراموران ( نام مغولى رودخانه زرد چين ) از كوكونور جاريست ، مطمئنا دچار اشتباه مىگردد ، اما در توصيف جريان آن از درياچه لوب ، زياد نادرست نمىگويد . در حقيقت افسانه جريان رودخانه زرد از درياچه لوب از طريق كانال